♥ دختر خورشید ☼

♥♥♥♥دوستت دارم تا اخرین نفس بی تو می میرم توی این قفس♥♥♥♥

مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است
این دل انسان است
که او را سعادتمند و ثروتمند می کند
انسان با آنچه که هست ثروتمند است
نه با آنچه که دارد

 

 

[ شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:38 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


از فصلی نو می نویسم

 

بهاری سبز

آدمک هایی که می آیند و می روند

بهاری سبز

آفتابی خندان

روزهایی زیبا

منی افسرده

در کنار تو

از بهار می نویسم

از ثانیه های فراموش شده عمرت

از گفتن هایی که در تو خاموش شدند

از تو و بهار می نویسم

بهاری که سبز شد

غمی که لبخند شد

اشکی که عشق شد

و عشقی که بهار شد

 

 

[ سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 6:48 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


 

بعد ازین گوشه ی دنجی زجهان مارا بس 

خلوتی دور زشور وهیجان مارابس

آردها بیخته ایم و الک آویخته ایم 

بعدازین راحتی روح و روان مارابس

زندگی آن دم نابی است که بی غم گذرد 

نفسی گر بدهد چرخ امان مارا بس .

[ سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 3:33 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 3:58 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


......

عکس های زیبا و عاشقانه لحظ های تنهایی | p30.baranpatogh.ir

  آدمــی را دیدمــ با سایه ی خود درد و دلــــ می کرد!

چـــــه رنجی میکشد او وقتی هـــوا ابـــــریستــــ ...


[ پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 14:15 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]



Naghmehsara.ir (23)

من به این باور یقین دارم:

عشق گیاهی هرزه بی ریشه است.

قصه دلدادگی این روزها، قصه باغ جفای تیشه است.

من یقین دارم پشت هر سلام، یک جهان مکر تظاهر خفته است.

هرکه دم از آشنایی میزند، بی گمان خواب است هذیان گفته است.

عصر ما، عصر دروغ است و ریا.

واژه عشق محبت زنده نیست، مهره باطل خورده بر دیوان عشق.

[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:40 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


56350556835451720234.jpg

[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:31 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


میخندم



ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ ... ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ... ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻡ ...

ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﺧﻨﺪﻡ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﯿﺮﻗﺼﻢ .... ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺷﻢ !

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﺎﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﺯﺍﺩ ...!

ﻣﺪﺗﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﮑﺴﺘﻢ، ﺯﻣﯿﻦﺧﻮﺭدم

 ﺳﺨﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ، ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ .. ﻭ ﺣﺎﻻ ... ﺑﺮﺍﯼ " ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ"

ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ "ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﻋﻠﯽ ﭼﭗ " ﺯﺩﻩ ﺍﻡ ...!

ﺭﻭﺣﻢ ﺑﺰﺭﮒﻧﯿﺴﺖ ...! ﺩﺭﺩﻡ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺳﺖ ...!

ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﺧﻢ ﻫﺎ ﺭﺍﻧﺒﯿﻨﯽ ...!

ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﭘﺸﺖ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ .

 

[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:13 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


...

میگفت پات وایمیسم... حرفم من حرفه...

 رفت راست میگفت، حرفش فقط حرف بود

[ یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:4 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


ذلم گرفت

خود را شبي در آيينه ديدم دلم گرفت

از فكر اين كه قد نكشيدم دلم گرفت

از فكر اين كه بال و پري داشتم،ولي

 بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت

از اينكه با تمام پس انداز عمر خود

حتي ستاره اي نخريدم، دلم گرفت

كم كم به سطح آينه ام برف مي نشست

دستي به آن سپيد كشيدم دلم گرفت

دنبال كودكي كه در آن سوي برف بود

 رفتم، ولي به او نرسيدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد و زنگ خانه خورد

 من هيچ خانه اي نكشيدم...دلم گرفت

شاعر كنار جو گذر عمر ديد و من 

  خود را شبي در آيينه ديدم دلم گرفت

[ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:18 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


من همونم



من کیم؟ کسی میدونه؟ من همون دیوونه ایم که هیچ وقت عوض نمیشه. همونی که همه باهاش

خوشحالن اماکسی باهاش نمی مونه. همونی که هق هق همه روبه جون دل گوش میده اماخودش

بغضاش روزیربالش میترکونه. همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اماهمه ناراحتش میکنن.

همونی که تکیه گاه خوبیه اماواسش تکیه گاهی نیست. همونی که کلی حرف داره اماهمیشه ساکته. اره

من همونم.





[ جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:35 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


تنها


ببین عزیزم متاسفانه ریاضیم ضعیفه نمیتونم ادم حسابت کنم

رفتی؟؟؟؟؟خب پس از جوب برو تا در جریان باشی

راستی کنجد زیاد بخور میگن واسه حافظه خوبه.....

شاید یادت اومد چه خوبیایی در حقت کردم

اون خری  که  تو چشمای من دیدی سایه ی خودت بوده....شک نکن

ببین با اعصاب من بازی نکن بخوام باهات بازی کنم شهربازی میشیا!!!!!

اگه خیلی خواهان داری فک نکن خیلی نابی جنس ارزون مشتری زیاد داره

اونی که رفت لیاقت موندن نداشت....به حرمت تمام اون سالهای از دست رفته ام

و تمام سالهایی که از دست میدم سکوت میکنم به سنگینی اه مظلوم

تا لحظه ای مرگم سکوت پایان من هست.....مخاطب....نیک....

[ سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:8 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


........


میشه پرنده باشی اما رها نباشی ...

میشه دلت بگیره اسیره غصه ها شی ...

حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست ... 

اونوقت یه جا بشینی محو گذشته ها شی ...

ترسیده باشی از کوچ اوج رو ندیده باشی ... 

واسه یه مشت دونه اهلی آدما شی ...

تو سایه ها بمونی درگیر سایه ها شی ...

مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی ...

دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی ...

از ترس ریزش اشک ... غمگین و بی صدا شی ...

[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 21:58 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


سکوت



“سکوت”

خطرناکتر از حرف های نیشدار است…

کسی که سکوت میکند

روزی

“سرنوشت “

حرفهایش را به شما خواهد گفت….



[ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 21:50 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]



بعضی زخم ها هست

که هر روز باید روشونو باز کنی


و نمک بپاشی

تا یادت نره

که سراغ بعضی آدما نباید رفت،

” نباید ”!

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 13:41 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]



|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام

آنـــقدر  کـــهنه کــه می شــوَد

رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت

...بنویس و برو... !!!

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 20:4 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


به جز سنگ



کی کوه جوابی به دلم داد بجز سنگ؟

برده است مرا هرکسی از یاد بجز سنگ

یک عمر نشستم که بیفتد مگر آن سیب

از کوه غرورت مگر افتاد بجز سنگ

تقدیر چه میشد که خطی خوش بنویسد

در دفتر پیشانی فرهاد بجز سنگ

یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید

یک واژه بگو خانه ات آباد،بجز سنگ

بر بستر این رود گل آلود نشد،حیف!

پیدا کند این ماهی آزاد بجز سنگ

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 18:53 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


به هر کی خوبی کردم....


به هر کی تا خوبی کنی می ره و تنهات می زاره

اره تو این دنیا دیگه هیچ کی منو دوست نداره

وقتی می یان کنار من نقاب به صورت می زنن

همه حرفاشون دروغه به ظاهر عاشق منن

تو این دنیا اگه بخوای با کسی مهربون باشی

بعدش باید تا عمر داری از کارت پشیمون باشی

جواب هر خوبی تو با یه بدی داده می شه

دل کندن از تو تا ابد واسه همه ساده می شه

همه ادعا می کنن که عاشقن تا همیشه

خوب می دونم از عاشقی هیچی سرشون نمیشه

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ ] [ 14:43 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


حکایت ادما....




دندونی که لقه رو باید کشید !

اولش درد داره !

بعدش حس خالی بودن جاش چند روز رو اعصابته !

بعدشم انگار نه انگار که یه روزی دندونی اونجا بوده !

این درست حکایت بعضی از آدمای زندگیمونه

[ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 13:43 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


گریه کن مرد....

http://kheymegah.persiangig.com/image/montazer/1/prisonlove.blogfa.com.gif

گریه کن مرد ، مگه از سنگه دلتگریه خوبه ، وقتی که تنگه دلت

گریه کن مرد ، گریه خالیت می کنه

گاهی اشک حالی به حالیت می کنه

گریه کن مرد ، وقتی از غصه پری

وقتی از عالم و آدم می بری

گریه کن مرد ، جای بغض تُو گلوت

رد شو از پیچ و خمای روبروت

گریه بد نیست ، آخر حادثه نیست

گریه کن که اشک مرد، فاجعه نیست

بسّته مرد، دلتو راحت بذار

خیلی سخت نیست، خم به ابروهات بیار

این غرورت مرگ و تاراج تویه

گریه کن مرد ، گریه معراج تویه …

[ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 10:49 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


من و من.....




 من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین !



چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟



به من نخند ، من هم روزگاری................


[ شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۲ ] [ 0:5 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


پشت پا خوردم...



پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه

چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم

دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .

[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ ] [ 0:39 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


کسی نمیخواهم.......


افسرده‌ام؛ هم‌صحبتی بیگانه می‌خواهم


حال و هوای گریه دارم، شانه می‌خواهم


از شانه‌های آشناها زخم‌ها خوردم


نه! آشنا نه؛ شانه‌ای بیگانه می‌خواهم


نه نه، تو نه؛ نه نه، تو نه؛ نه نه تو هم نه؛ نه!


دیوانه‌ها! عاقل نه! من دیوانه می‌خواهم


ای کرم‌ها! در خواب گنگ پیله‌ها هستید


می‌ترسم از پروایتان؛ پروانه می‌خواهم

باشد! خوشا دنیا و عقباتان که آباد است


من قانعم؛ ویرانه‌ای ویرانه می‌خواهم

من ضاد ضالینم! و فی قلبی مرض حتی! *


محراب و مسجد پیشکش، میخانه می‌خواهم

رندانه از من بعد از این افسانه می‌سازید


دیوانه‌ام حتماً که باز افسانه می‌خواهم؟!

این چیزها را هم نمی‌بایست می‌گفتم


وقتی نمی‌فهمید این‌ها را نمی‌خواهم

[ شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ] [ 17:10 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


تبرم زد...


سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !


دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...


دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !


ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...


مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...


خشک شدم ..


بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه .. تا مطمئن نشدی تبر نزن !


احساس نریز!!


زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود ....


96000675321691724977.jpeg

[ دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 11:24 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]


مرا حلال کنید....


10.jpg

یک روزی من میروم ودیگر هرگز برنمیگردم، یک روزی من میخوابم و دیگر هرگز بلند نخواهم شد.

یک روزی چشمانم برای همیشه بسته خواهند شد، یک روزی هرگز وجود نخواهم داشت

یک روزی همه مرا فراموش خواهند کرد یک روزی شاید یکی دلش برایم تنگ شود

شاید هیچکس نمیداند ان روز چه روزی هست، شاید پس از مدتهای طولانی، شاید یک هفته،

یک ماه، یک سال، شاید فردا و شاید امروز پس مرا ببخشید اگر حتی لحظه ای از زندگیتان رابه

کامتان تلخ کردم، مرا حلال کنید و مرا به یاد داشته باشید که بودم!

[ دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 10:50 ] [ ♥قلب سنگی♥ ] [ ]